Caspiannna.com
17 شهريور 1389,ساعت 13:50:42
 
صفحه اصلي
عکس روز
سياسي
فرهنگي
اجتماعي
اقتصادي
ورزشي
محيط زيست
عکس
تماس با ما
جستجو
 
Advertisement
 
ماجرای ایران و کشورهای حاشیه خزر
01 دي 1388,ساعت 09:36:24

مقاله پیش روی در جستجوی دست یابی به پاسخ این سئوال است که ایران برای ایجاد ارتباط عمیق تر و گسترده تر با کشورهای حاشیه خزر (حوزه جغرافیایی قفقاز و آسیای میانه)از چه ظرفیت هایی برخوردار و با چه چالشهایی مواجه بوده و چه استراتژیهایی را می تواند برای نیل به این مقصود به اجراء درآورد.

موقعیت جغرافیایی

کشورهای حوزه جغرافیای قفقاز مشتمل بر کشورهای ارمنستان ـ گرجستان ـ آذربایجان و روسیه و کشورهای تاجیکستان ، ازبکستان ، قزاقستان ، ترکمنستان و قرقیزستان در حوزه جغرافیای آسیای میانه واقع شده اند.

درطول سالهای اخیر بدلیل همجواری با نقاط استراتژیک جهان یعنی خاورمیانه ، چین ، روسیه و اروپا بر میزان اهمیّت استراتژیک کشورهای فوق الذکر افزوده شده چرا که علی رغم عمر اندک (حدود 18 سال) این کشورها بدلیل وجود نقاط مشترک فرهنگی _ زبان ، دین ، قومیت ، پوشش ، آداب و رسوم _ و تاریخی با مهمترین کانونهای استراتژیک پیش گفته مورد توجه قدرتهای منطقه ای چون روسیه ، چین ، ایران و قدرتهای فرامنطقه ای چون آمریکا و پیمان ناتو قرار گرفته اند بطوریکه این مناطق در طول سالیان اخیر عرصه رقابت این کشورها بوده است. وجود جغرافیای متنوع ، منابع زیر زمینی نسبتاً غنی ، بازار مصرف بزرگ (بدلیل نو پا بودن صنعت) ،نیروی انسانی ماهر و قرار گرفتن ما بین خاورمیانه و اروپای شرقی اهمیّت این کشورها را صد چندان می کند.

مردمان این نقاط از اوراسیا به زبانهای روسی ، ترکی ، ارمنی ، گرجی و فارسی صحبت کرده و به ادیان الهی اسلام و مسیحیت معتقد هستند.

تاریخچه:

در رابطه با تاریخ سیاسی این کشورها باید گفت که پیش از فرو پاشی امپراطوری شوروی در سال 1991 و تأسیس کشورهای جدید در این منطقه و در اروپای شرقی اغلب کشورهای حوزه قفقاز و آسیای میانه تا قرن 19 میلادی جزو امپراطوری ایران یا حکومت های فلات ایران بودند ولی بعد از پیروزیهای روسیه تزاری در نیمه نخست قرن 19میلادی به جزئی از امپراطوری روسیه اضافه شدند.

روسیه تزاری و رژیم خلف آن شوروی کمونیستی برای تغییر قومیتی ، مذهبی مردمان این نقاط برنامه های متعددی را به اجرا درآورد که کوچاندن اجباری مردمان این نواحی به سایر نقاط شوروی و اسکان اجباری روسها در این نواحی بهمراه عدم صدور مجوز برگزاری مناسک مذهبی توسط ساکنین این مناطق بخشی از این اقدامات بوده و تغییر رسم الخط و زبان آنها از دیگر اقدامات صورت گرفته در طول حدود 170 سال اشغال این سرزمین ها توسط امپراطوری روسیه و شوروی کمونیستی می باشد.

بنابراین تا پیش از وضعیت ایجاد شده پس از فرو پاشی شوروی که منجر به تأسیس 15 کشور جدید من جمله کشورهای 9 گانه حوزه قفقاز و آسیای میانه گردید ، مردمان این سرزمین ها در قالب یک دولت در معادلات منطقه ای به ایفای نقش نپرداخته و از تاریخ سیاسی منحصر به خود بصورت دولت _ ملت برخوردار نبودند بدین معنی که گذشته تاریخی ، سیاسی ، فرهنگی و قومیتی مشترکی را نمی توان برای هر یک از این واحدهای سیاسی جدید التأسیس در نظام بین الملل در گذر تاریخ به اثبات رساند.

هم اکنون بعد از گذشت حدود 2 دهه از استقلال، این کشورها عرصه تقابل دو استراتژی می باشند: استراتژی ملی گرایانه که مشتمل بر تعریف و باز تولید عناصر ملی گرایانه تاریخی توسط دولت ها و نخبگان این کشورها به منظور تعریف ملّتی جدید و جدا از دیگر کشورهای منطقه و دیگری استراتژی بازگشت به حاکمیّت روسی که بعنوان یک استراتژی تقابلی بدنبال باز تعریف عناصر مشترک تاریخی روسیه مبتنی بر سرگذشت مشترک طی شده در طول حدود 2 قرن میان این کشورها با محوریت و مرکزیت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی دولت روسیه می باشد.

در رهگذر این تقابل کشورهای این حوزه جغرافیای سیاسی برای تعریف دولت ملّتی جدیددر عرصه روابط بین الملل گاه از عناصر تاریخی و فرهنگی مشترک با ایران بهره برده و گاه تکیه بر عناصر روسی خود زده اند و این در حالی است که ترکیه برای ایجاد و تأسیس عناصر مشترک با تکیه بر زبان مشترک موجود با برخی از کشورهای این منطقه تلاش بسیاری را صرف نموده و نتایج قابل قبولی را در عرصه های فرهنگی و بخصوص اقتصادی از آن خود کرده است.

اما ایران و موقعیّت آن درمنطقه

وجود خواستگاه های فرهنگی ـ اجتماعی مشترک میان ایران و کشورهای حوزه قفقاز و آسیای میانه که با تجربیات مشترک تاریخی در طول صدها سال همراه شده را می توان یکی از مهمترین مولفه های ایران در خصوص گسترش روابط خود با این کشورها عنوان نمود.

این ریشه ها و خواستگاه های مشترک را می توان در ایرانی بودن نام اکثر این کشورها که با پسوند ـ ستان ـ نمود پیدا کرده ، در سرگذشت تاریخی مشترک در طول قرون متمادی و دین ، زبان ، آداب و رسوم و نخبگان مشترک جستجو کرد چرا که ایران از قرنها پیش بعنوان گرانیگاه و نقطه پرگار مردمان پهنه فلات ایران و سرزمین های اطراف آن به ایفای نقش پرداخته و نشانه های آن را می توان علی رغم جدایی 170 ساله میان دو حوزه در بخش های مختلف فرهنگی مردمان این خطه مشاهده کرد.

از سوی دیگر و در نقطه مقابل کشورهای حاشیه خزر مردم سواحل جنوبی خلیج فارس با وجود دارا بودن ریشه های مشترک دینی در گذر تاریخ دیدگاه و برخوردی برخلاف نگاه و واکنش مردم شمال مرزهای ایران با ایرانیان داشته و دارند؛ اعراب جنوب خلیج فارس ایران را رقیب دیرینه خود می دانند رقابتی که از حسادت ( بدلیل تاریخ درخشان مردمان فلات ایران ) وجزمیّت - عصبیّت عربی نسبت به عجم و عرب بودن طرفین خلیج فارس و تسنن ـ تشیع بودن مردمان دو سوی خلیج فارس ناشی می شود.

تأسیس اتحادیه کشورهای حوزه خلیج فارس با هدف تقابل با ایران و ایدئولوژی انقلاب اسلامی ،اقدامات متعدد با هدف تغییر نام خلیج از ابتدا تا انتهای تاریخ فارس، طرح ادعاهای واهی سرزمینی نسبت به بخش هایی از خاک ایران، تلاش برای حضور نظامی دشمن استراتژیک ایران یعنی امریکا در منطقه و کمک همه جانبه به حکومت بعثی عراق در جنگ تحمیلی 8 ساله و سعی برای ایجاد اختلافات مذهبی میان ایرانیان اهل سنّت با اکثریت شیعه بخشی از عملکرد این کشورها نسبت به ایران اسلامی می باشد.

باید تصریح کرد که چنین اقداماتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی گسترش پیدا کرده بنحوی که باید تاکید نمود روابط میان ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس همچون روابط ایران و روسیه یک روابط استراتژیک است ( تعبیر استراتژیک را می توان در عملکرد روسیه در حوزه های مختلف روابط این کشور با ایران در طول 2 قرن اخیر مشاهده کرد) درنتیجه احتمال اینکه در مراودات خود با کشور های حاشیه خزر به تعاملات گسترده و عمیق تر فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دست یابیم بسیار بیشتر از کشورهای جنوبی خلیج فارس است پس طبیعی و عقلایی است که ایران اسلامی توجه بیش از پیش نسبت به کشورهای قفقاز و آسیای میانه مبذول داشته و گسترش هرچه بیشتر روابط با این کشورها را در دستور کار خود قرار دهد.

اما نباید از نظر دور داشت که ایران در حوزه اتحادیه کشورهای تولید کننده نفت(اپک)و استراتژیک ترین نقطه جهان یعنی خلیج فارس با این کشورها روابط استراتژیکی داشته و دارد . بی شک عمق روابط ایران با عراق و افغانستان جدید(بعد از فروپاشی رژیم بعثی صدام در عراق و طالبان در افغانستان) لبنان ،گروه های مبارز فلسطینی و دوست دیرینه سوریه را باید بعنوان عامل تأثیرگذار ایران در روابط منطقه ای خود ارزیابی نمود و این درحالی است که حضور مهاجرین ایرانی در کشورهای جنوبی خلیج فارس(بجز عربستان) را نمی توان در این معادلات نادیده انگاشت.

از سوی دیگر ایران بیشترین واردات خود را از طریق امارات و امیر نشین دبی انجام می دهد ، همان کشوری که درخصوص ادعای مالکیت نسبت به جزایر ایران در سطح وسیع جهانی اقدام به هجمه تبلیغاتی – سیاسی نموده و تلاش بسیاری برای عربی نمودن نام خلیج فارس و جذب سرمایه های سرمایه گذاران ایرانی انجام داده ؛ طرفه اینکه این کشور هم اکنون با چالش فرار سرمایه گذاران ایرانی در پی بحران اقتصاد جهانی دست به گریبان است.

درخصوص روابط منطقه ای کشورهای قفقاز و آسیای میانه باید اضافه کرد که علی رغم حضور روسیه و ترکیه ایران برای حضور در این منطقه از ظرفیت های بالقوه بیشتری برخوردار است . روسیه در طول 70 سال و پیش از آن با تکیه بر اشغالگری و استیلای ایدئولوژیک حاکمیت خود را بر این پهنه دوام بخشید و ترکیه نیز دارای نقاط تاریخی مشترک با این مردمان نیست چرا که در طول دوران حکومت عثمانی این مناطق بخشی از سرزمین ایران و یا روسیه بودند در حالیکه ترکان عثمانی با حملات نظامی متعدد قصد تسخیر این سرزمین ها را داشتند بحدیکه هنوز ارامنه دنیا از تهاجم عثمانی بعنوان نسل کشی یاد می کند.

کشورهای منطقه قفقاز و آسیای میانه برای حفظ تعادل روابط منطقه ای خود و برون رفت از استیلای همه جانبه روسیه اقدام به گسترش روابط خود با امریکا و اتحادیه اروپا نموده و برخی از این کشورها بعنوان عضو ناظر اتحادیه اروپا و ناتو جذب این اتحادیه ها شده اند . در این میان امریکا بعنوان یک ابرقدرت جهانی آرام آرام در حوزه های مختلف اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی این کشورها در حال نفوذ است.

اما ایران باید بداند نسل های جدید این کشورها بدلیل حاکمیت 70 ساله ایدئولوژیک شوروی کمونیستی و تنیده شدن صنعت و تجارت این کشورها با اقتصاد روسیه بشدت تحت تأثیر فرهنگ روسی بوده و رویای زندگی غربی خود را در استفاده از محصولات فرهنگی- تجاری ترکیه جستجو می کنند موضوعی که ناشی از بازار یابی صحیح محصولات ترکیه در این کشورها می باشد.

اما ایران چه کرده در طول 18 سال گذشته دولتهای ششم الی نهم جمهوری اسلامی علی رغم وجود پتانسیل های پیش گفته برنامه مدون و مستمری را که بتوان استراتژی ایران در خصوص نحوه گسترش روابط خود با این کشورها تعریف نمود ترسیم نکرده اند ، هر چند در سالهای نخست فعّالیت های اندکی از سوی دولت ششم صورت گرفت ولی در طول سالهای بعد ایران تمایل بیشتری به باز تعریف و گسترش روابط با کشورهای جنوبی خلیج فارس و شبه قاره هند از خود نشان داده و در قبال تحولات شمالی کشور خود استراتژی مستمری را پیگیری ننموده است. بزعم ایران کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و شبه قاره هند در عرصه معادلات بین المللی از جایگاه موثرتر و استراتژیک تری نسبت به کشورهای حاشیه خزر برخوردارند ولی نباید از نظر دور داشت که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس از ایران تأثیر پذیر نیستند بلکه هریک بعنوان یک بازیگر منطقه ای یا جهانی درعرصه های مختلف بین المللی به ایفای نقش می پردازند ولی کشورهای حاشیه خزر بدلیل موارد پیش گفته فقط تا سطح عاملی برای افرایش قدرت چانه زنی دیگر قدرتها در سطح معادلات منطقه ای دارای جایگاه و توانایی تأثیر گذاری هستند.

این مجال فرصت تحلیل سیاست خارجی ایران در رابطه با کشورهای جنوبی ایران نیست ولی پرواضح است که حضور موفق ایران در عرصه های مختلف روابط خود با کشورهای حاشیه خزر قدرت چانه زنی این کشور را در مذاکرات و معادلات منطقه ای خود با روسیه، ترکیه و امریکا افزایش می دهد و جایگاه منطقه ای ایران را بعنوان یک قدرت فرامنطقه ای در برابر کشورهای منطقه بخصوص رژیم اشغالگر قدس و امریکا تثبیت می کند و بر ابعاد توانمندیهای ایران در خصوص تأثیرگذاری بر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس می افزاید.

بخش دیگر عملکرد ایران را باید در زمینه های اقتصادی و تجاری جستجو کرد ، ایرانیان در طول سالهای گذشته بدلیل صدور محصولاتی با کیفیت رقابتی پائین جایگاه خود را در بازار تجاری ـ مصرفی کشورهای قفقاز و آسیای میانه تضعیف کرده و عرصه را به محصولات روسی ، ترکیه ، چینی و ... واگذار کرده اند.

اما چه باید کرد:

1 ـ راه محور توسعه است . ایران در قلب کریدور شمال جنوب قرار دارد این کشور از شمال به کشورهای مورد بحث و در جنوب به آبهای آزاد اقیانوس هند متصل بوده و حلقه اتصال کشورهای آسیای میانه و قفقاز به آبهای آزاد است اما هنوز زیر ساختهای لازم برای بهره برداری و گسترش ترانزیت کالا میان این کشورها و دیگر نقاط جهان را در سرزمین خود مهیا نکرده است.

عدم تکمیل شبکه ریلی میان شمال – جنوب ایران، نبود آزاد راه مواصلاتی جنوب به شمال و عدم توسعه بنادر در شمال و جنوب مهمترین کمبودهای زیر ساختی در بخش های ترانزیت ایران را تشکیل می دهد و این درحالی است که ایران امن ترین، با ثبات ترین کشور خاورمیانه است موضوعی که کشورهای منطقه را برای استفاده از ظرفیت های ترانزیتی ایران راغب تر می کند.

توسعه بندر چابهار ، توسعه محور شرق ، توسعه بندر انزلی و ایجاد بندر کاسپین در منطقه آزاد انزلی بهمراه ایجاد خط ریلی قزوین رشت انزلی در کنار افزایش ظرفیت و تعداد ناوگان تجاری را باید برنامه های عملی ایران برای رفع این کمبودها اعلام کرد اما به نظر شما سرعت عمل ایران در خصوص اجرای این پروژه ها پاسخگوی فرصت طلایی ایران به منظور بهره برداری از موقعیت استراتژیک ترانزیتی خود می باشد؟

2 ـ فعّال کردن رایزنان فرهنگی و اقتصادی سفارتخانه های ایران . در آغاز هزاره سوم کاردکرد سفارتخانه ها از عملیات سیاسی صرف به گسترده وظایف فرهنگی و اقتصادی تعمیم یافته بحدیکه رایزنان اقتصادی - فرهنگی سفارتخانه های هر کشور چشم بینا و گوش شنوای سرمایه داران و فرهنگیان کشور متبوع خود هستند.

3 ـ برگزاری تورهای فرهنگی میان مردمان سرزمین های حاشیه خزر و ایران ، چرا که ایران نقاط جذاب و سحر انگیزی برای حاشیه نشین های خزر دارد بی شک سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بهمراه سفارتخانه های ایران در این موضوع نقش بسزایی می توانند ایفا نمایند.

4 ـ تهیه بسته های فرهنگی برای کشورهای صدر الاشاره. بی شک تجربه موفق کره جنوبی در سالهای اخیر در مسیر ساخت سریال و فروش آنها به مصرف کنندگان محصولات این کشور نمونه موفقی برای ایران است و این درحالی است که هم اکنون ایران شاهد استقبال محصولات سینمایی و سریالهای تلویزیونی مانند حضرت یوسف در میان کشورهای منطقه می باشد.

باید توجه داشت ساخت مجموعه های تلویز یونی ، سینمایی ؛ انیمیشن و حتی بازیهای رایانه ای در خصوص شخصیت های تاریخی و تاریخ مشترک فی مابین ، سهم بسزایی در دست یابی به فهم مشترک طرفین ایفا خواهد کرد و به نسل جوان این کشورها خواهد آموخت که خواستگاه فرهنگی، اجتماعی ، تاریخی کشورهای حوزه قفقاز و آسیای میانه و شخصیت های تاریخی که مسئولین کشورهای متبوع این جوانان مدعی مالکیت آنها هستند از آن تمدن ایران بوده و هنوز ایران کانون مرکزی فرهنگی، اجتماعی این کشورها و کشورهای خاورمیانه است.

5 ـ برگزاری همایش های مشترک در خصوص معرفی شخصیت های علمی مشترک من جمله نظامی گنجوی ، فارابی و ...اقدام بایسته ای که می تواند از سوی موسسات علمی ، دانشگاهی کشور برگزار شود تا این شخصیت های زاده و پرورده در تمّدن ایرانی به نام این کشورها مصادره به مطلوب نگردند.

6 ـ افزایش میزان برگزاری مسابقات مشترک ورزشی می تواند نقش موثری در تحقق برنامه های فرهنگی و اقتصادی ایران درخصوص گسترش تعاملات فی مابین با هدف تأثیرگذاری براین کشورها ایفا نماید.

7 ـ بهره گیری از ظرفیّت ها و پتانسیل های قانونی جذب سرمایه گذاران در مناطق آزاد انزلی ، ارس و منطقه ویژه اقتصادی سرخس بهمراه تقویت بازارچه های مرزی ایجاد شده چه بصورت تسهیل قوانین موجود چه بوسیله تشکیل نواحی آزاد مرزی در این بازارچه ها.

بدیهی است مناطق آزاد ایران می تواند به کانون تعاملات اقتصادی فرهنگی ایران با این کشورها ارتقاء یابد موضوعی که نیازمند تعیین تکلیف جایگاه و نقش مناطق آزاد ایران در معادلات ملی و بین المللی ایران از سوی این کشور است.

8 – تقویت پیمان های منطقه ای موجود با کشورهای منطقه(مانند اکو)و تشکیل پیمان های منطقه ای جدید.

بی تردید این امر دو کارکرد اصلی بهمراه دارد:اول به جایگاه منطقه ای ایران در معادلات و تعاملات منطقه ای و بین المللی مرکزیت و محوریت می بخشد و دوم گرچه معمولاً چنین پیمانهایی درحد جلسات سالیانه مسئولین رده بالای سیاست خارجی و حتی ریاست جمهوری کشورها متوقف می شوند ولی دست یابی به این حداقل را نمی توان نادیده گرفت که چنین نشستهایی فرصت مناسبی برای برقراری ارتباط کلامی و دیداری مسئولین سیاست خارجی ایران با کشورهای منطقه است تا علاوه بر گسترش مباحث و تعاملات فی مابین زمینه ساز کاهش اختلاف نظرهای احتمالی باشد.

در پایان با تحکیم جایگاه منطقه ای ایران براثر تحولات منطقه ای سالهای اخیر(از بین رفتن رژیم های بعثی عراق و طالبان بهمراه جانشینی حکمرانانی نزدیک به ایران در این کشورها و تضعیف جایگاه منطقه ای رژیم اشغالگر قدس بعد از جنگ 33 روزه جنوب لبنان و 22 روزه غزه ) و تثبیت موقعیّت ایران در خصوص دست یابی به انرژی هسته ای و حضور امریکا در مذاکرات 5+1 را هنگامیکه در جوار فعالیّت های زیرساختی تحقق یافته و یا آغاز شده در دولت نهم قرار دهیم، ظرفیت ها و وظایف دولت دهم برای بهره برداری از موقعیّت کشورمان در مناسبتهای منطقه ای صد چندان می شود.

گرچه ایران اقداماتی برای توسعه زیر ساختهای حمل ونقل خود انجام داده ،میزبان نشست سران کشورهای حاشیه خزر بوده، همایش مدیران دریا نوردی کشورهای حاشیه خزر را برگزار کرده ، میزبان روسای دانشگاههای کشورهای حاشیه خزر بوده ، همایش بهره برداری از ذخایر آبزیان خزر را برپا کرده ولی هنوز باید گره اصلی که همان تعریف جامع و مانع رژیم حقوقی جدید دریای خزر است را با انگشت تدبیر خود براساس توافق جمعی بگشاید موضوعی که از نقش بسزایی در گسترش تعاملات کشورهای منطقه برخوردار است و مانع حضور کشورهای ثالثی چون آمریکا درحیاط خلوت ایران می شود.

مجید حسینی صیادنورد

کارشناس علوم سیاسی